دلم از این همه سنگ و درنگ می ترکد   

نگاه کن

نگاه ها همه سنگ است و قلب ها همه سنگ

چه سنگ بارانی!گیرم گریختی همه عمر

کجا پناه بری؟ خانه خدا سنگ است!

به قصه های غریبانه ام ببخشایید!

که من- که سنگ صبورم - نه سنگم ونه صبور!

دلی که می شود از غصه تنگ می ترکد!

چه جای دل که در این خانه سنگ می ترکد!

مشیری

گریهشام تاریک ما راسحر کن 

۱۳۸۸/۱٠/٧ - win light

   فکر درد   

این روزها جسما خسته ام وتا حدی ناخوش.دیگه صدای همه را در اوردم ...که چند روزی استراحت کنم...نمی تونم یعنی عادت ندارم آروم بشینم ..

دارم بال بال میزنم

۱۳۸۸/۸/٥ - win light

   ...   

گفت الست وبگفتم بلا

جرم بلی چیست کشیدن بلا؟

۱۳۸۸/٧/۱٤ - win light

   جگر پر درد ودل پر خونم ای دوست   

سنگینی زندگی از طاقت شانه هایم فرا تر رفته...

۱۳۸۸/٦/٧ - win light

   این جا کسی منتظرت نیست...   

امروز شهر جانی تازه گرفته بود .بعد از آن همه آشوب وبلوا..

اما دل من آرام نبود.

گویی در کوفه بودم و انتظار کوفیان در آمدن مولایشان حسین رامی دیدم...چه می گویم ..من خود نیز از اهل کوفه ام.

۱۳۸۸/٥/۱٦ - win light

   د ر م ا ن د گ ی   

لبریزم از گفتن ولی در هیچ سویم محرمی نیست ...

۱۳۸۸/٥/٦ - win light

   mobilization   

سربازها

از یکسو درگیر تراژدی فقر بودند و از سوی دیگر خود برتربینی ملی را در مغزشان فرو کرده بودند.آن ها دستورات ما فوق را بدون لحظه ای تامل اطاعت می کردند.مهم نبود آن دستور چقدر عجیب وغریب باشد .اگر به آنها دستور داده می شد که به نام امبراطور زمین را تا برزیل سوراخ کنند بیل بر می داشتند وشروع به کار می کردند.

بعضی ها به آن خلوص می گویند.

۱۳۸۸/۳/۳۱ - win light

   حماسه حضور؟"   

دردیست که ریشه اش زمینیست

تا چند به آسمان توان گفت افسوس

۱۳۸۸/۳/٢٦ - win light

   باورم نیست ز بد عهدی ایام هنوز...   

ای کاش خواب نباشه.یا اگه خوابه من هیچ وقت از این خواب بیدار نشوم.

۱۳۸۸/۳/٦ - win light